رفیق! بعد هرس شاخه خشک شد نه درخت

به آنکه رفت بگو من ضرر نخواهم کرد …!


عمومی

مرگ نهنگ

خیال می‌کنی
نهنگ‌ها نمی‌دانند
آمدن به ساحل یعنی مرگ!؟
خیال می‌کنی
به عاقبتش فکر نکردم
و گفتم “دوستت دارم”!؟


عمومی ‏ -

خدا با اسم اعظم یا علی گفت

خدا با اسم اعظم یا علی گفت
ملک در اولین دم یا علی گفت

عجب سرّی ست در خلقت که از خاک
چو برمی خاست آدم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد
کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

مسیحا دم از آن گردید عیسی
که در دامان مریم یا علی گفت

محمد در شب معراج برخاست
به قصد قرب اعظم یا علی گفت

ز لیلایی شنیدم یا علی گفت
به مجنونی رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است
که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت
دعایی کرد و او هم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد
به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمی شد
گمانم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد
یقین آنجا علی هم یا علی گفت


عمومی

من ماندم و این دردها در کوچه باغی

من ماندم و این دردها در کوچه باغی که
مثل درختی خشک بـــر رویش کلاغی که

دارد برایت شعر از پـــاییــز می خواند
من شعله ورتر می شوم مثل اجاقی که

با شعله هایش حتم دارم گرم خواهد کرد
کـــل فضــای خـــانه را حتـى اتـــاقی که

تو می نشینی چای می نوشی خیالی نیست
حتــى نگیــری ســال ها از من ســـراغی که

یک عمر زندانی چشمت بودم و حالا
در حسرت یک چار دیواری اتاقی که

من باشم و هرم نفس هایت همین کافی ست
بـــا ایــنکه میـــدانم نمـــانده اشــتیـــاقی که

از مرگ می ترسم ولی اقرار خواهم کرد
پیشم نبــاشی حتم دارم اتفـــاقی که…


عمومی ‏ -

عشق، از هر کجا شروع کند

عشق، از هر کجا شروع کند
آدم آنجا شروع خواهد شد
مثل یک عشق توی دانشگاه
دخترک، می شود کتابت را…!؟

خنده ات پسته های رفسنجان
چشم هایت شراب شيرازند
خال ریزِ تو زیره ى کرمان
سمت کاشان ببر گلابت را…


عمومی ‏ -

تو نیستی و این در و دیوار هیچ وقت…

تو نیستی و این در و دیوار هیچ وقت…
غیر از تو من به هیچ کس انگار هیچ وقت…

اینجا دلم برای تو هی شور می زند
از خود مراقبت کن و نگذار هیچ وقت…

اخبار گفت شهر شما امن و راحت است
من باورم نمی شود! اخبار؛ هیچ وقت…

حیفند روزهای جوانی؛ نمی شوند
این روزها دومرتبه تکرار هیچ وقت!

من نیستم! بیا و فراموش کن مرا
کی بوده ام برای تو سزاوار؟هیچ وقت!

بگذار من شکسته شوم، تو صبور باش!
جوری بمان همیشه که انگار هیچ وقت…


عمومی ‏ -

نشستیم و قسم خوردیم رو در رو به جان ِ هم!

نشستیم و قسم خوردیم رو در رو به جان ِ هم!
اگرچه زهر می‌ریزیم توی استکان ِ هم!

همه با یک زبان ِ مشترک از درد می‌نالیم
ولی فرسنگ‌ها دوریم از لحن و زبان ِ هم

هوای شام ِ آخر دارم و بدجور دلتنگم
که گرد ِ درد می‌پاشند مردم روی نان ِ هم!

بلاتکلیف، پای تخته، فکر زنگ ِ بی‌تفریح
فقط پاپـوش می‌دوزیم بر پای زیان ِ هم!

قلم‌موهای خیس از خون به جای رنگ ِ روغن را
چه آسان می‌کشیم این روزها بر آسمان ِ هم

چه قانون ِ عجیبی دارد این جنگ ِ اساطیری
که شاد از مرگ ِ سهرابیم بین ِ هفت خوان ِ هم

برادر خوانده‌ایم و دست ِ هم را خوانده‌ایم انگار!
که گاهی می‌دهیم از دور، دندانی نشان ِ هم

سگ ِ ولگرد هم گاهی – بلانسبت – شرف دارد
به ما که چشم می‌دوزیم سوی استخوان ِ هم!

گرفته شهر رنگ ِ گورهای دسته جمعی را
چنان ارواح، در حال ِ عبوریم از میان ِ هم


عمومی ‏ -

دوست داشتم

دوست داشتم
معلم املای تو بودم

و «دوستت دارم» را املا بگویم
و هی بپرسم: تا

کجاگفتم؟؟!
تو بگویی «دوستت دارم»


عمومی