سامانه آپ چکامه

دوستان و همراهان همیشگی سایت و کانال “چکامه” میتوانند جهت حمایت از چکامه از سامانه زیر که به تازگی توسط تیم چکامه راه اندازی شده است استفاده نموده و به دوستان خود معرفی نمایند:

پرداخت قبوض، خرید شارژ و بسته اینترنتی
ایرانسل، رایتل و همراه اول
از طریق:

سامانه آپ چکامه

ورود به سایت:
Up.Xakameh.Com

...

4+
عمومی نظر دهید...

فروش اینترنتی بلیط هواپیما، قطار و اتوبوس در چکامه

دوستان و همراهان همیشگی سایت و کانال “چکامه” میتوانند جهت حمایت از چکامه از سامانه زیر که به تازگی توسط تیم چکامه راه اندازی شده است استفاده نموده و به دوستان خود معرفی نمایند:

رزرو آنلاین پروازهای سیستمی و چارتری از تمامی ایرلاین های کشور
بلیط قطار از کلیه خطوط ریلی جهت حمل خودرو و مسافر
بلیط اتوبوس از تمامی پایانه ها با قابلیت انتخاب صندلی

صدور آنی بلیط بدون نیاز به ثبت نام در سایت
ورود به سایت:
www.OnlineFlights.ir

...

4+
عمومی نظر دهید...

فنچ اگر عاشق شاهین شکاری بشود…

می شود زاغ به عشق تو قناری بشود
فصل پاییز به گرمات بهاری بشود

لب زنبور اگر شهد لبت را بمکد
عسلش مثل لبت ترش و اناری بشود

تار گیسوی تو و دست هنرمند نسیم
تک نوازیش چه اجرای سه تاری بشود

از سر چشمه اگر آب نیاری خانم
آب با شوق تماشای که جاری بشود؟!

آخر قصه ما از وسطش معلوم است
فنچ اگر عاشق شاهین شکاری بشود…

...

0
امیر سهرابی, عاشقانه, غزل نظر دهید...

برگرد و از این خواب طولانی خلاصم کن!

برگرد و از این خواب طولانی خلاصم کن
از این اتاقی که تموم پرده هاش زرده

من عمرمو پای نگاه تو فدا کردم
عمری که راه زندگی رو بر نمی گرده

تنها شدم مثل درخت پیر و خشکی که
تو قلب یه صحرای دور افتاده جا مونده

من دور از آغوش تو می میرم شبیه اون-
مرداب خاموشی که از دریا جدا مونده

سخته قبول اینکه دستای تب آلودت
تا آخر دنیا تو دست دیگه ای باشه

وقتی به زور قرص صبح جمعه می خوابم
یه آدم دیگه کنار دست تو پاشه

اینجا میون خاطرات مرگبار تو
انگیزه ای حتی برای زنده موندن نیست

هر شب به قصد مرگ رو به قبله می خوابم
این زندگی بی تو به جز تمرین مردن نیست

برگرد و از این خواب طولانی خلاصم کن
از این اتاقی که تموم پرده هاش زرده

من عمرمو پای نگاه تو فدا کردم
عمری که راه زندگیمو بر نمی گرده

...

0
جدایی, چهارپاره ‏ - نظر دهید...

بعد تو با غمت چرا هر شب، یوسف آباد را قدم بزنم؟!

در زمستان سردِ چشمانت، با چه انگیزه ای قلم بزنم ؟
چایی ات را پر از شِکر کردم، تا برایت دوباره هم بزنم

در دلم حسِّ محنت انگیزیست، بعد تو من غریبه ام با شهر
بعد تو با غمت چرا هر شب، یوسف آباد را قدم بزنم ؟

شیشه ی عطر ِخالی ات اینجاست، مثل رویای تو در آغوشم
قول دادم که بی حضورِ خودت، به تنم عطر سرد کم بزنم

قول دادم به خود که بعد از تو، نیمه شب ها بدون ترسیدن –
خاطرت را بدزدم و پُر گاز، سمتِ بی راهه ی فشم بزنم

فصل فصلِ نوشتن سوگ و حسّ و حالم شبیه عاشوراست
باید امشب به جای هئیت ها در ته کوچه ها حرم بزنم

باید امشب عمیق گریه کنم، تا عزادار قابلی باشم
باید امشب بدون رویایت، تشنه برسینه و سرم بزنم

قول دادم که بعد تو شخصاً، وارثِ کُلِ غصه ها باشم
سندش را به نام خود کرده ، روی آن مُهر درد و غم بزنم

...

1+
جدایی, صنم نافع, غزل نظر دهید...

جای جای گونه ام از شوق دیدارت تر است!

جای جای گونه ام از شوق دیدارت تر است
خاک های خیس و باران خورده عطرش بهتر است

این تضاد فلسفی من را روانی می کند
این که زیبا بودنت نسبیست ، فکری مسخره ست

نقش ابروهای تو بر صفحه ی پیشانیت
شکل نور آذرخشی روی سطح مرمراست

رنگ سرخ غنچه ی لبهات و خال گونه ات
دانه ی سرخ انارو تکه های گلپر است

قاب عکس شیشه ای با عکس هایت جان گرفت
هر که با این معجزه ایمان نیارد کافراست

...

0
امیر سهرابی, عاشقانه, قصیده نظر دهید...

روسری را شل کنی این رقص کامل می شود!

چای ها با خنده ات شیرین و پر هل میشود
شهد ها با اخم تو زهر هلاهل می شود

دامنت با باد می رقصد لباست با نسیم
روسری را شل کنی این رقص کامل می شود

جمع بیت قبلی و شرم و حیایت مشکل است
هر کسی حلش کند حل المسائل می شود

مادرم می گوید این دختر طلسمت کرده است
فکر کرده سحر تو با آب باطل می شود

عشق ورزیدن به تو واگیر دارد، مسری است
تا کسی پیشت بشیند زود ناقل می شود!

...

0
اروتیک, امیر سهرابی, عاشقانه نظر دهید...

زیباترین فرشته ی پایان جنگها…

زیبا شدند با تو تمامی رنگها
وقتی شدی ترانه ی گیسو قشنگها

گویند از طلوع تر پلکهای توست
آرامش عجیب میان پلنگها

امسال هم دوباره به عیدی نشسته اند
با ماهی غریب نگاهت نهنگها

خواب دو ابروی تو را نغمه می زنند
سربازهای شاعر شهر تفنگها

اسم تو را تمامی دنیا نوشته اند
زیباترین فرشته ی پایان جنگها

...

0
غزل ‏ - نظر دهید...

چقدر بوسۀ بی اختیار می چسبد!

دو جام قبل و دو تا بعد کار می چسبد!
دو جام بعد در آغوش یار می چسبد…

همین که مست شوی، حس کنی که خوشبختی
در اوج تلخی این روزگار می چسبد

مرا بخواه و به من چای و بوسه وعده بده
قرار تو به من بی قرار می چسبد

بچنگ جسم مرا عاشقانه چون شیری
که ناگهان به گلوی شکار می چسبد

چقدر مست در آغوش بودنت خوب است
چقدر بوسۀ بی اختیار می چسبد

مرا رها کن و بگذار منتظر باشم
برای بوسه کمی انتظار می چسبد

...

0
اروتیک, عاشقانه, غزل, مهتاب یغما نظر دهید...

عروس برف زیبا کرده این شب‌ها خراسان را!

لباس تور تن کرده درختان خیابان را
عروس برف زیبا کرده این شب‌ها خراسان را

برای دستِ گرمت را گرفتن فرصت خوبی‌ست
از این رو دوست دارم سردی ِ فصل زمستان را

لباس گرم می‌پوشیم و با هم راه می‌افتیم
مسیر باغ ملی سوی خود خوانده‌ست مستان را

تو محو گفتگوی برف‌ها و کفش‌ها هستی
به شوخی می‌تکانم بر سرت برف درختان را

لبو داغ است و با آن بوسه‌های داغ می‌چسبد
چه حالی می‌دهد وقتی که با این می‌خورم آن را!

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت، سرها در …
کسی با سوز می‌خواند سرآغاز زمستان را…

...

0
زمستان, غزل ‏ - نظر دهید...