آیینه ی دق می شود عکس تو بر دیوار !

عکسی که بعد از مدتی در قاب خواهد شد
قابی که بعد از مدتی غرقاب خواهد شد
آیینه ی دق می شود عکس تو بر دیوار
کرمی که دارم طعمه ی قلاب خواهد شد!
از خواب گاهی می پرم، فهمیده ام این را :
طفل گرسنه نیمه شب بی خواب خواهد شد
می ایستی چون شعله ای سرکش ، نمی دانی؛
هر شعله ای با یک نفس، بی تاب خواهد شد
رودی که از حرکت بماند، سخت می گندد
گنداب بعد از مدتی مرداب خواهد شد
با این چنین شمعی که من دارم یقین دارم
خورشید از فرط خجالت آب خواهد شد

0
جدایی, حسین شیردل, غزل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *