حسین دلجویی

دختری را که دوست میدارم !

دختری از حوالی عشقی
از بلندای کوی دلداری

دختری از حریم بارانی
در دل تپه‌های گلکاری

دختری که نشسته در شعرم
با تمامی زیر و بم هایش

دختری را که دوست میدارم
دختری را که دوست میداری

آنچنان دلنواز و محجوبی
که نیایی به چارچوب غزل

مثل تصویر روی قلک‌ ها
یا که قلیان عهد قاجاری

من خودم آمدم درون قفس
توی بن بست سینه ی تنگت

بخدا هیچ جا نخواهم رفت
گر درش را تو باز بگذاری

عشق یک اتفاق عادی نیست
ازدحامی ز رقص آینه هاست

بایدم مثل جان نگه دارم
بایدت حرمتش نگه دارى

...

0
روز زن و روز دختر, عاشقانه ‏ - نظر دهید...