رهام حاجی

خاک تنها فاصله می آورد …

فرمانده فریاد زد:
حمله کنید لعنتی ها
برای خاکتان بجنگید
قبل از کشته شدن

سرباز ویتنامی،
عکس دخترش را از جیب درآورد و بوسید
سرباز افغان
به چشمان پشت برقع نامزد ش خیره شد

سرباز ایرانی
با مادرش درد دل كرد

من خوب يادم هست
به عکس تو خیره شدم

هیچ وطن پرستی در جیبش اما
نقشه ای برای دیدن نداشت
هیچ وطن پرستی
به نقشه ی کشورش
در آخرین حمله زل نزد
وطن آنها قلب زنانی بود
که دوستشان ميداشتند
معشوقه هایی با نام های مختلف
و خاک تنها فاصله می آورد…

...

0
عاشقانه, نثر ‏ - نظر دهید...