زارعی

مقدر است کماکان دچار بنشیند!

هنوز مانده دل من به بار بنشیند
مقدر است کماکان دچار بنشیند!

نمی رسد به زمین ابر اگر شود حتی
که قطره قطره به روی بهار بنشیند

همیشه عامل آهنگ عاشقانه ی توست
شبیه زخمه که بر سیم تار بنشیند

همیشه قسمت لب های من فقط خار است
اگرچه روی لب تو انار بنشیند

چه سخت می گذرد روز و شب اگر این دل
کنار چنبره ی تلخ مار بنشیند

رهام می کنی از سمت باد گیسویت
که نام من سر سنگ مزار بنشیند

قرار بود قرار دلم شوی، نشدی
که باز هم دل من بی قرار بنشیند

...

1+
جدایی, عاشقانه, علی زارعی رضایی, غزل ‏ - نظر دهید...