سیامک کیهانی

گر بمانی به برم یار دل آرا چه شود؟

گر بمانی به برم یار دل آرا چه شود؟
امشبی را برسانیم به فردا چه شود؟

از شرابی که به ارث از پدرانم دارم
بُخوریم و نشناسیم سر از پا چه شود؟

من بخوانم غزلی از نگه سرمستت
تو همه گوش شوی بر من شیدا چه شود؟

کمی از لعل لبت نوش کنم،پر بکشد
آه و غم از قفس سینه ی تنها چه شود؟

یک نفس وصل به مجنون رخت رو کند و
امشبی را تو شوی گر خود لیلا چه شود؟

بین تن ها شده ام شهره به تنهایی و غم
چون که یکبار دگر من بشود ما چه شود؟

دیرسالیست که در خواب تو را میبینم
گر که تعبیر شود آن همه رویا چه شود؟

همچو بادم که ندیدست به زنجیر کسی
گر به بندم کشد آن زلف چلیپا چه شود؟

مرده روحم،جسدی بیش نی ام جان خودت
بدمی بر من خسته چو مسیحا چه شود؟

نامسلمان شده ام شاعر دربار دلت
تو خدایی کنی و من ز تو رسوا چه شود؟

پیرهن را ز تنم خود بدرانم اینبار
تهمتی گر بزنی همچو زلیخا چه شود؟

...

1+
عاشقانه, غزل ‏ - نظر دهید...

شمس چشمانت مرا آواره ی تبریز کرد!

شمس چشمانت مرا آواره ی تبریز کرد
جرم انت الحق مرا در شعر حلق آویز کرد

تا که بوسیدم درختان سرکوی تو را
آن رقیب سنگدل دیشب تبر را تیز کرد

ده قدم تا نوبهار گلفشانی مانده بود
فتنه ها در کار من بیرحمی پاییز کرد

تا که نوبت بر من مخمور سرگردان رسید
جام می را خون لبالب ساقی خونریز کرد

تا شدم بیمار چشمت ابروان سرکشت
تیر زهر آگین غم را بر دلم تجویز کرد

باز هم صد آفرین بر غم که بعد از هجر تو
هر شب اینجا همدلی ها با من ناچیز کرد

کاش چشمانت مرا شاعر نمیکرد اینچنین
در نبودت غم مرا معشوقه ی پاییز کرد

...

0
عاشقانه, غزل ‏ - نظر دهید...

عشق زیبای من ! ای خوب ترین یار، سلام

به تو ای سرکش ِمغرورِدل آزار، سلام !
رهزن و راهبر و قافله سالار، سلام !

ای که چشمانِ تو صد فتنه در انداخته، بر
مسجد و میکده و خانه و بازار، سلام !

آهو مستِ ختن ،نازِ تو چون شعله ی در
خرقه و باده و سجاده و دستار، سلام !

ماهِ منظومه ی دل ، اخترِ زیبای فلک !
آفتاب سحری ، شمع ِشبِ تار، سلام !

شاعر و شعر و شعور و ، شرر و شمس و شفا
کوه و دریا و زمین، آینه کردار، سلام !

کفر و دین در نگهت ، خلقت ِشیطان و خدا
آیه و وسوسه و ، حجّت و انکار، سلام !

مکتبِ سِكر؛ لبت ، قصدِاناالحق؛ رویت
بایزیدِ دل و ، حلّاجِ سرِ دار، سلام !

بی شک ، اسرارِ ازل ، سلسله ی موی تو است
مَطلع و مقطع و گنجینه ی اسرار، سلام !

صنما ! ماه وَشا ! مست نگارا، جانا !
عشق زیبای من ! ای خوب ترین یار، سلام

...

37+
صبح بخیر, عاشقانه, غزل ‏ - نظر دهید...