علیرضا جهانگیری

روئین تنم ز آب ِ حیات نگاه تو!

وقتی كه دل به دست تو تسلیم می كنم
با هر تپش تو را به تو تقسیم می كنم!

در من نماز پنجره ای باز رو به توست
تا قبله را به سمت تو تنظیم می كنم

من یك كویر خشك به باران رسیده ام
وقتی به روح سبز ِتو تعظیم می كنم

عاشق شد و شكست قلم، چون دلم عزیز
تا دید رخ ِ ماه ِ تو ترسیم می كنم

شق القمر حكایت ِ ماهی….. مرید بود
اینك ببین به عشق ِ تو دل نیم می كنم

روئین تنم ز آب ِ حیات نگاه تو
هر زخم را به دست تو ترمیم می كنم

من مومنم به مستی ِچشمان ِمست ِتو
این شعر را به چشم ِ تو تقدیم می كنم

...

1+
عاشقانه, غزل ‏ - نظر دهید...