علی شعاری

یادش بخیر آن بوسه هایت یادگاری بود!

یادش بخیر آن بوسه هایت افتخاری بود
هم عین قدرت بود هم بی اقتداری بود

حتی اگر هر بوسه ات هم یک روایت داشت
در پشت هر معنی گرایی ساختاری بود!

در گوشه ی چشمم جنایت می کند چیزی
انگار قصد بوسه هایت انتحاری بود!

در نقش یک مجرم به ما هی قهرمان گفتند
در هر سکانسِ فیلمهامان ابتکاری بود

از ریشه ی فعلی به نام بوسه می ریزد
آن سینمایی که نگاهش اختیاری بود

در گیشه ها حرفی نبود از مصدر قدرت
که فیلم ها را غصه های بی شماری بود

خود خواهی ام در فیلم ها به ترس منجر شد
در ژانر وحشت بوسه هایت انحصاری بود !

مجرم نبودم، بوسه هایت متهم می کرد
آن روزهایی را که حرف از برکناری بود

هم نفی قدرت بود هم درگیر قدرت بود
یادش بخیر آن بوسه هایت یادگاری بود

...

0
رابطه, غزل ‏ - نظر دهید...