مجذوب تبریزی

جفا قدری، ستم حدی و ناز اندازه ای دارد !

اگر زلفت به هر تاری اسیر تازه ای دارد
مبارک باشد اما دلبری اندازه ای دارد

تغافل برد از حد شوخ چشم من نمیداند
جفا قدری ستم حدی و ناز اندازه ای دارد

محبت را لب خاموش و گویا هردو یکسان است
چو بلبل آتش پروانه هم اندازه ای دارد

اگر سودای لیلی بر سرت افتاد مجنون شو
که هر شهری به صحرای جنون دروازه ای دارد

دل مجذوب خود را با تغافل بیش از این مشکن
که در قانون خوبان امتحان اندازه ای دارد

...

0
عاشقانه, غزل ‏ - نظر دهید...