مجید حسن زاده

آمد شبی کنار من و پیش من نشست!

آمد شبی کنار من و پیش من نشست
آن شب که ذره ذره دلم ساده می شکست

آمـد کـه شـعر من بشـود در نماز عشق
آمـد کسی کـه عشق در او نطفه بسته است

آمـد کـشـید روی دلـم طرح عـشـق را
یـک قـو کنار قـو و دو تا دست توی دست

سُـبحانَ مَـن خَلَقتُ عَلَی العِشق، عشـق او
عشقی که مثل عشق دو گنجشک ساده است

وقـت نماز عـشق شده رکعـتی بخوان
حَـیَّ عَلَـی النِّکاح! شـما عـاشقان مـست

حَـیَّ عَلَـی النِّکاح… کـه…قَـد قـامـَتِ السّـُرور
ایـن بار او کنار من و دسـت توی دست

0
...

0
عاشقانه, غزل ‏ - نظر دهید...