محسن کاویانی

مـرد میفهمـد؛ اگـر مردانه احساسم کند!

دلخوشم بـا روزهای رفته و طوفانی ام
قصه ها دارد نگاه ابری و بارانی ام

در خودم این روز ها غرقم چنان گرداب ها
در خودم این روزها سرگرم سرگردانی ام

تخت جمشیدم، برای خود شکوهی داشتم
بـازهـم دارم تمـاشا، با همه ویرانی ام!

مثل شیری در قفـس افتـاده ام اما هنوز
خوب از یادم نرفته، عادت سلطانی ام

مـرد میفهمـد؛ اگـر مردانه احساسم کند
نَقـل ِ دردی کهنه را از گریه ی پنهانی ام

...

1+
غزل ‏ - نظر دهید...

بعد مرگم بسپارید به آتش دیگر!

باورم کن که اگر منصب شاهی دارم
دشمن دوست نما هر چه بخواهی دارم

سالیانیست که من سنگ صبور خودمم
این چه خوب است که من پشت و پناهی دارم

بین وابستگی و خستـگی ام درگیرم
تنگ آبم که ترک خورده و ماهی دارم

فیل شطرنجم و در خانه ی مشکی… یعنی
هر طرف هم بروم بخت سیاهی دارم

بعد مرگم بسپارید بـه آتش دیگر
شعرهایی که در این دفتر کاهی دارم…

...

2+
عمومی ‏ - نظر دهید...

باید به عشقت بعد از این ته ریش بگذارم!

گلبرگ یاسی، نم نم باران ترت کرده ست
دست خدا از روی رحمت دخترت کرده ست!

من یک جوان عاشقم ای دختر مومن
بدجور قلب خسته ی من باورت کرده ست

لبخندهایت بس که معصومند فهمیدم
که مادرت ازکودکی چادر سرت کرده ست

مشکی اگرچه رنگ مکروهیست در دینم
ای ماه من رنگ شب امشب محشرت کرده ست

این طلق زیر روسری از موی مش کرده
بدتر دلم را برده چیز دیگرت کرده ست

تک بیت ابروهای تو هرچند پنهانند
دیوانی و دیوانه ای هم از برت کرده ست

از بس که بستی روسری را طرح لبنانی
بیروت هم روی سرش تاج سرت کرده ست

گاهی حجاب از بی حجابی بدتر است اصلاً
باید بگویم چادرت دلبرترت کرده ست

تا اندکی جرات کنم پا پیش بگذارم
باید به عشقت بعد از این ته ریش بگذارم!

...

0
عاشقانه, غزل ‏ - نظر دهید...

شده مرام من امشب کمی رضاخانی !

قسم به شعر “بلیغ” نزارقبانی
به عطر روسری تو، به سیب لبنانی

کشیدن تو به یک شعر، کار حافظ هاست
گلم تو شاخه نباتی، خودت نمی دانی

دو چشم میشی ات ای ماه گله ى گرگند
بگو گرفته نگاهت چقدر قربانی!؟

حجاب داری و خوب است چادرت اما
شده مرام من امشب کمی رضاخانی

بیا که از تو بنوشم شراب شیرازی
بیا که از تو بگیرم گلاب کاشانی

خودم کنار تو هستم بگیر دستم را
بریز چایی تازه، غزل نمی خوانی؟

...

2+
اروتیک, عاشقانه, غزل ‏ - نظر دهید...