مهدی وحید دستجردی

غمی از دوری و این فاصله ها نیست، برو!

در کنار من و غم جای، تو را نیست، برو
شور ِ وصل ِ من و تو قسمت ِ ما نیست، برو

سر ز سجاده تو بردار، عبادت کافیست
کار از کار شـده ، وقتِ دعا نیست، بـرو

ایـن جماعت گره در کار ِ من انـداخته اند
مشکل ِ ما به خدا دست ِ خدا نیست، برو

فـرض کـن قسمت و تـقدیر چنین خواسته اند
یا گمان کن که خداوند ، رضا نیست، برو

مرگ ، درمان ِ غم و دردِ جدائیست، فـقـط
درد ِ ما را بـه خـدا گـریه دوا نـیـسـت، برو

در دل و خاطر ِ من تا بـه ابد می مانی
غمی از دوری و این فاصله ها نیست، برو

2+
...

2+
جدایی, غزل ‏ - نظر دهید...