مهرشاد شیخ محمدی

این همه شایعه شوم چه حقی دارند!

این همه شایعه شوم چه حقی دارند
بی سبب شک به دل آمدنت می بارند

با تو از دغدغه فاصله ها می گذرم
دست در دست همین عشق اگر بگذارند

حرف هایی که چو دیماه زمستان سردند
زخم بر گرده ی آرامش ما می کارند

ما همینیم چه باک از همه ی همهمه ها
حال در باره ی ما هرچه که می پندارند

دیگری درد مرا عشق نداند حرفی!
چشمهای تو چرا در صدد انکارند

راه برگشت نداریم بیا تا برویم
مردم پشت سر از دیدن ما بیزارند

بی سبب آمدنت را به شک آلوده کنند
این همه شایعه شوم چه حقی دارند

...

0
جدایی, رابطه, غزل ‏ - نظر دهید...