هما سعادت

منو ببخش که با شوهر تو بُر خوردم!

تو نصف مهمونیایی که بچگیم رفتم
تنم لباس عروسه ولی قوارم نیست

به آلبوما که نگاه میکنم، لباسایی
که اینجوری تو تنم زار میزنه کم نیست

تو عکسا هرچی لباس نوئه برای توئه
لباس های تمیزِ کوچیک شده ت تن من!

نگاه کن که چقدر عقده توی عکسا هست
که با من اومدن و بیست و چند ساله شدن!

شاید الان همه چی جور دیگه ای میشد
اگر سکوت نمیکردی اغلب اوقات

منو ببخش ولی با تموم این حرفا
واسه تمومِ گُلایی که کندم از کفشات!

بیا و از سر کارای اشتبام بگذر
بذارشون پای ظرفیتی که پر شده بود

بذارشون همه رو پای کودکی بَدَم
به عقده ای که تو اون سالها تومور شده بود!

منو ببخش که تو عقده هام جا موندم
که ناشیانه تو این گیرودار سُر خوردم

که رسم معرفت خواهری رو یادم رفت
منو ببخش که با شوهر تو بُر خوردم!

دلایل بسیاری برای گفتن هست
که حال و روز تو مثل اوایل من شه

من عادتم شده هرچی یه روز مال توئه
یکی دوسال دیگه ش از وسایل من شه!

دوباره آلبوم عکس عروسیتو چک کن
نگاه کن که چقدر لکه روی دامنمه!

لباس های تو اصلا مناسب من نیست
لباس خواب تو اما قواره ی تنمه!

...

0
چهارپاره, خیانت ‏ - نظر دهید...