پانته آ صفایی

توی گلدان دلم مهر تو را کاشته است!

آنکه امید مرا از همه برداشته است
توی گلدان دلم مهر تو را کاشته است

قایقی کوچکم، عشق است که در این طوفان
بادبان های مرا رو به تو افراشته است

کاش یک خشکی دور از همه دنیا باشی
که تنَش از صدف و نور و شِن انباشته است

می شد ایکاش که باور کنم این را که کسی
غیر من پای به دامان تو نگذاشته است

ولی ای عشق من، ای ساحل پیوسته به آب
هیچ کس با تو مگر خاطر تر داشته است؟

دل ِخون، چشم به در دوخته دارد هر کس
به تو دل بسته و چشم از همه برداشته است

...

0
عاشقانه, غزل ‏ - نظر دهید...