کاترین راب

اساسا آدم جالبی نیستم!

بر خلاف آن چیزی که دیگران می‌اندیشند؛
اساسا آدم جالبی نیستم! خصوصآ صبح ها!
دیروز فکر می‌کردم که وابستگی تنها در ساحت معصومیت است که متبلور می‌شود. به شناسنامه کاری ندارد. معصوم که باشی؛دلبسته می‌شوی. اما صبح که بیدار شدم؛ از فرط خواب آلودگی کاسه‌ی تمشکم ریخت روی زمین. تمام معادلاتم به هم ریخت. امروز؛ اصلآ اعتقادی به معصومیت و ساختارش ندارم. امروز معتقدم؛ خودم باید تصمیم بگیرم که می خواهمش؛ یا نه!

...

2+
رابطه, نثر ‏ - نظر دهید...