اسب پایش که بشکند، خلاصش می کنند!

دانلود شعرگرافی های خاص (مخصوص عکس پروفایل)اشعار چاپ نشده فروغ فرخزادکتاب نفیس رازهایی درباره زنان

اسب پایش که بشکند، خلاصش می کنند!
با گلوله ای، دارویی، تزریقی، راه حلی پیدا می کنند برای دردش؛ چون می دانند که اسب پاشکسته دیگر حالش بهتر نخواهد شد و چه کاری است که بماند و عذاب بکشد!
خلاصش می کنند که برود به بهشت اسبها…
هر جاندار راه حلی دارد، یا دادرسی.
زنبورها دسته جمعی به دود می زنند و خودکشی می کنند، نهنگها به گِل می نشینند، پلنگهای نر از ماده ها دوری می کنند تا نسلشان منقرض بشود، هر جانداری یا خودش از دردها بلد است راهی بسازد به بهشت، یا کسی هست که به دادش برسد.
مطرودِ این زمین چرک، فقط آدم بدبخت است که نه خودش علاج کردنِ دل شکسته را بلد است، و نه هیچکس دیگری حواسش هست خلاصش کند!
وقتی دلش می شکند، مثل آونگی سرگردان میان رنج و رنج، باید در برزخ سرد آزردگی بماند، لبخند بزند، و برای همه حتی خودش نقش جاندار سرخوشی را بازی کند که از زندگی اش لذت می برد!

رمان صد سال تنهایی اثر مارکزدانلود کفرنامه کارودانلود کتاب چگونه شاعر شویم؟دانلود دیوان کامل ایرج میرزا

2+
رابطه, ناشناس, نثر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *