باز آمدی و قلب مرا شاد کرده ای

باز آمدی و قلب مرا شاد کرده ای
این خانه را به دست خود آباد کرده ای
من سالهاست منتظر این دقایقم
سال مرا به ثانیه انشاد کرده ای
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
درمان تویی که روح مرا شاد کرده ای
سرگشته فراق چه دانی چه می کشد!
دلداده را چگونه تو امداد کرده ای!
این دوری و جدایی و هجرت صلاح نیست
خون بر دل شقایق و شمشاد کرده ای
زندانیان زلف تو بی حد و بی مرند
تنها مرا زبندخود آزاد کرده ای
خوش آمدی به صحن و سرای دلم عزیز
دستت درست؛ قلب مرا شاد کرده ای
چکامه در اینستاگرامانتشار اشعار شما در چکامه

جدایی, عبدالرحیم عبدالکریمی, غزل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *