بوی تعفن می دهد این “دوستت دارم”!

حتی تو هم حال مرا بهتر نخواهی کرد
یکبار کردی، بعد از این دیگر نخواهی کرد!
ناباوری ها چشم مشتاق ِ مرا بستند
حالا که مردم در اتاق خوابمان هستند!
بیهوده می گویم… که حرفم را نمی فهمی
معنای رسوایی آدم را نمی فهمی!
خود را به نشنیدن زده هر کس مرا دیده ست
از جای خنجر زیر کتفم، بال روییده ست!
باید به این تقدیر ِ بی رحمانه عادت کرد
“ما دوستیم آنقدر که باید خیانت کرد”!!
سخت است بر سنگ مزار عاشقی ریدن!
اسطوره ات را در لحاف دیگری دیدن!
سخت است اینکه سینه هایش را…لبانش را…
هر سگ که می آید بلیسد استخوانش را!
بیرون بیاور از لباسم بوی تندت را
بیرون بکش ازسینه ام چاقوی کندت را
چنگیزه ی تخم جن ِ خونریز ِ خون آشام!
زیبای وحشی! وحشی ِ زیبای دامن گیر
لیلالوند ِ لا اُبالی! لولی ِ لا قید!
دیوانه در دیوانه ی زنجیر در زنجیر!
سگ باز ِ سگ پندار ِ سگ گفتار ِ سگ کردار!
سگ مصب ِ سگ سان ِ سگ زاینده ی ِسگ زاد!
تخم سگ ِ سگ ذات ِ سگ اخلاق ِ سگ شهوت!
زیبایی ات را جمع کن! شهر از کمر افتاد!
حوّای سیب آلوده ی وسواس ِ آدم کش!
پتیاره ی قدیس ِ آیین ِ هم آغوشی
زیبایی ات را جمع کن! چشمانم از سو رفت
تا کی از این خشکیده شاعر شیره می دوشی؟
پایان حرفت را بگو! صبرِ صبوری نیست
تا جوجه ها را آخر پاییز بشمارم
از بس شبیه لاشخورها عاشقی کردی
بوی تعفن می دهد این “دوستت دارم”!

2+
اروتیک, خیانت, رابطه, میلاد روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *