دامنت پشت و روش لکه شده!

خطر دل گرفتگی دارد
زندگی با جماعت مرموز
توی این زندگی ِ خم شده ات
عشق یعنی که قوز ِ بالا قوز
ترسهایم برادر مرگند
قرص ها بی دلیل می جنگند
به خدا مرده را نمی سنگند
به همین شعله ی اناری سوز !
خسته از مردمان نزدیکت
چین ِ زیر دو چشم تاریکت
ناله تر از زمان تحریکت
میروی؟! نصف حرف مانده هنوز
سنگ بودی کبوترت جان داد
باد بودی و برگ می افتاد
تف به تفسیر هرچه بادا باد
بگذریم، خوش گذشت امروز ؟
بر لبت رد پای شاتوت است
پر ِ بالشتکی که رو موت است
هی نگو این به آن چه مربوط است
ربط دارد شقیقه ات با …
کار و بارت که خوب سکه شده
دامنت پشت و روش لکه شده
هرکسی با تو جورتر که شده
تو هنوزم به بوس میگی بوز ؟
بوسه ی خام را که من دادم
بهترین شام را که من دادم
پول حمام را که من دادم
گربه هم گربه های دست آموز

0
جدایی, رابطه ‏ -

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *