سِلف هم جانپناهِ خوبی نیست!

دانلود شعرگرافی های خاص (مخصوص عکس پروفایل)کتاب نفیس رازهایی درباره زنان
می روی؟ خب برو…ولی خوبم، راهِ رفتن که راهِ خوبی نیست
ایستگاهی که زندگی را برد تا ابد ایستگاه خوبی نیست
بی پناهم و زیر این باران، می رسم ناگهان به دانشگاه
غرق رگبار طعنه ها باشی، سِلف هم جانپناهِ خوبی نیست!
داریوشی که دوستش دارم،گفت هرگز تو بر نمی گردی
بر خلاف تمام ابیاتش…این یکی دیدگاهِ خوبی نیست
هی فریدون و هی : “دو تا چشمِ…”،تووی خاکستری ترین ساعت ها!
جز همان قهوه ای چشمانت،هیچ رنگی سیاه خوبی نیست!
مادر گفت که: «خدا با ماست،پس امیدت به ناخدا باشد»
ناخدا هم قبول دارد که، عرشه اش تکیه گاه خوبی نیست!
می روم تا که از بلندی ها،عمر کوتاهِ بی/ خودم را…نه!!
تا تو باشی و زندگی بکنی، خودکشی پرتگاه خوبی نیست!
یکی از چشمهات می کشد و…آن یکی زنده می کند درجا!
با نگاهی به مصرع قبلی، چشمِ هایت سلاحِ خوبی، نیست!
روز ها می گذشت و تقویمم…خال خالی وخط خطی می شد
آنقدر که پلنگ داری تو، باورم شد که ماهِ خوبی نیست!
دانلود کفرنامه کارودانلود کتاب چگونه شاعر شویم؟دانلود دیوان کامل ایرج میرزا

2+
چهارپاره, دانشگاه ‏ -

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *