محسن انشائی

جنابعالی!

محکوم ﺑﻪ ﺷﻌﺮ ﻭ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﯽ
ﯾﮏ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺑﺎﺷﯽ

ﺑﺎ ﻗﻬﺮ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﮐﻪ: ﺑﺒﯿﻦ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ
ﺍﻣـﺎ ﻧﺮﻭﯼ، ﻫﻤﯿﻦ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺑــﺎﺷﯽ

ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺷﻌﺮ، ﭘﯿﺶ ﺍﻭ ﺩﺭ ﮔﯿــﺮِ
ﺑﯿﻤﺎﺭی ﻻﻋﻼﺝ ﻻﻟﯽ ﺑـــﺎﺷﯽ

ﺍﻭ ﻋﺸﻘﻢ ﻭ ﻋﻤﺮﻡ ﻭ ﻋـﺰﯾﺰﻡ ﺑﺎﺷﺪ
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺩﺕ “ﺟﻨﺎبعاﻟﯽ” ﺑﺎﺷﯽ

ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﯼ يك شخص جنوبى ﺑﺸﻮﯼ
ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﺷﻤﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﯽ!

...

3+
غزل, محسن انشائی نظر دهید...

آدم نمیشدم، حوا خراب بود!

دانلود دکلمه شعر کلاغ ها با صدای محسن انشائی (320)

 

پیش از تو زندگی با من چه ها نکرد
غم پاپی ام شد و من را رها نکرد!

نقش نمایشم، نقشی برآب بود
آدم نمیشدم، حوا خراب بود!

باران نمی گرفت، بغضی نمی شکست
برشانه جز کلاغ، چیزی نمی نشست

در چشم های من، باران تگرگ بود
تنها لباسِ من، آغوش مرگ بود

هر چهار فصل سال، پاییز بود و بس
من بودم و کلاغ، جالیز بود و بس!

ناگاه آمدی، دنیا عجیب شد
هر چهار فصلِ سال، لبریز سیب شد

شهر پرندگان، آباد می شود
وقتی مترسکی، آزاد می شود

تا عاشقم شدی، وقت طلوع شد
تا عاشقت شدم، بازی شروع شد!

با خنده ات مدام، افسار می کشی:
حیف تو نیست؟! نه؟! سیگار می کشی؟!

شاعر ترم نکن با این نشانه ها
ما مال هم شدیم اما بهانه ها…

بازی بزرگ بود با قلب کوچکم
تو یک عروسکی، من یک مترسکم!

از راه آمدی تا باورم کنی؟
یا از گذشته ام، تنها ترم کنی؟!

با من نفس بکش، چیزی عجیب نیست؟!
بوی جهنم است! این بوی سیب نیست…

مثل تمام شهر، با پنبه سَر ببر
من ساده باورم، دیگر قسم نخور

شاهانه می روی، من خم نمی شوم
ذاتا مترسکم، آدم نمی شوم!

بیزارم از خودم، بیزارم از نشد
با شعرهای من، چیزی عوض نشد

بی آسمان شدم؟! باشد زمین که هست
تو عاشقم شدی، شاعر همین که هست…

از چشم چشمهات، افتاده ام، برو!
این خنده گرم نیست، رد داده ام، برو!

در عمقِ چشم من، از این یقین بترس
این خانه امن نیست، از آستین بترس!

افعی نمیشوم، من مار میخورم
سیگار می کشم، سیگار می خورم!

من را رها کنید، با رنجِ بی حساب
با قلب پاره و با سینه ای کباب

اما به شعرِ من ایمان بیاورید
روحم جدا شده، قرآن بیاورید!

قرآن بیاورید، آرام میشوم
حتی زمان مرگ، من خام میشوم

بعد از تو داغ ها، ترکم نمی کنند
دیگر کلاغ ها، درکم نمی کنند

این زخم ها بدند، باید رفو کنم
کم کم به مردنم باید که خو کنم

هر قطره از شکست، یکریز مال من
دنیا نصیب تو، جالیز مال من…

...

3+
مثنوی, محسن انشائی, محسن انشائی نظر دهید...