باب 8 در آداب صحبت

بخش ۷۰

دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل بر نیاید تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته.

یا مروبا یار ازرق پیرهن

یا بکش بر خان و مان انگشت نیل

دوستی با پیلبانان یا مکن

یا طلب کن خانه ای درخورد پیل

...

0
باب 8 در آداب صحبت نظر دهید...

بخش ۷۱

خلعت سلطان اگر چه عزیز است جامه خلقان خود به عزت تر و خوان بزرگان اگر چه لذیذست خرده انبان خود به لذت تر

سرکه از دسترنج خویش و تره

بهتر از نان دهخدا و بره

...

0
باب 8 در آداب صحبت نظر دهید...

بخش ۷۳

هر آنچه دانی که هر آینه معلوم تو گردد به پرسیدن آن تعجیل مکن که هیبت سلطنت را زیان دارد.

چو لقمان دید کاندر دست داوود

همی آهن به معجز موم گردد

نپرسیدش چه می‌سازی که دانست

که بی پرسیدنش معلوم گردد

...

0
باب 8 در آداب صحبت نظر دهید...

بخش ۹۰

حق جل و علا می‌بیند و می‌پوشد و همسایه نمی‌بیند و می‌خروشد

عوذ بالله اگر خلق غیب دان بودی

کسی به حال خود از دست کس نیاسودی

دو نان نخورند و گوش دارند

گویند امید به که خورده

...

0
باب 8 در آداب صحبت نظر دهید...