باب 8 در آداب صحبت

بخش ۶۲

دو چیز محال عقل است خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم.

قضا دگر نشود ور هزار ناله و آه

به کفر یا به شکایت بر آید از دهنی

...

0
باب 8 در آداب صحبت نظر دهید...

بخش ۷۸

ریشی درون جامه داشتم و شیخ از آن هر روز بپرسیدی که چونست و نپرسیدی کجاست دانستم از آن احتراز می‌کند که ذکر همه عضوی روا نباشد و خردمندان گفته‌اند هر که سخن نسنجد از جوابش برنجد.

تا نیک ندانی که سخن عین صواب است

باید که به گفتن دهن از هم نگشایی

گر راست سخن گویی و در بند بمانی

به زانکه دروغت دهد از بند رهایی

...

0
باب 8 در آداب صحبت نظر دهید...

بخش ۶۳

ای طالب روزی بنشین که بخوری و ای مطلوب اجل مرو که جان نبری

جهد رزق ارکنی وگر نکنی

برساند خدای عزوجل

ور روی در دهان شیر و پلنگ

نخورندت مگر به روز اجل

...

0
باب 8 در آداب صحبت نظر دهید...

بخش ۹۵

نصیحت پادشاهان کردن کسی را مسلم بود که بیم سر ندارد یا امید زر.

موحد چه در پای ریزی زرش

چه شمشیر هندی نهی بر سرش

امید و هراسش نباشد ز کس

بر این است بنیاد توحید و بس

...

0
باب 8 در آداب صحبت نظر دهید...