شعر گرافی مولانا

صبح بخیر!

صبح است و صبوح است بر این بام برآییم
از ثور گریزیم و به برج قمر آییم

پیکار نجوییم و ز اغیار نگوییم
هنگام وصال است بدان خوش صُوَر آییم

روی تو گلستان و لب تو شکرستان
در سایه این هر دو، همه گلشکر آییم

خورشید رخ خوب تو چون تیغ کشیده‌ست
شاید که به پیش تو، چو مه شب سپر آییم

...

شعر گرافی مولانا, صبح بخیر نظر دهید...