جاوید نبی زاده

حال مرا تنها درختی خوب می‌فهمد

این دودها یعنی هنوز آرامشی باقی‌ست
یعنی پریشانی نکن، تا سوزشی باقی‌ست

این دودها یعنی تو تنها نیستی ای مرد
سیگارهایی را که داری می‌کشی باقی‌ست

دنیا همین قدرش برایم بس، که می‌بینم
در ابتدای دودهایم تابشی باقی‌ست

دارید میخندید و می‌گویید دیوانه‌ست…
این طعنه‌ها در حالتِ افزایشی باقی‌ ست

حالا شما هُشیار! با شبها چه باید کرد؟
وقتی که از بودن برایت بالشی باقی‌ ست

حال مرا تنها درختی خوب می‌فهمد
که از تمام برگ و بارش خش‌خشی باقی‌ست

فریاد کردم “خب برو” این شعر اما گفت:
از آن همه مغرور بودن خواهشی باقی‌ست

+2
...

+2
تنهایی, جاوید نبی زاده, جدایی, غزل نظر دهید...