میلاد روشن

بوی تعفن می دهد این “دوستت دارم”!

حتی تو هم حال مرا بهتر نخواهی کرد
یکبار کردی، بعد از این دیگر نخواهی کرد!

ناباوری ها چشم مشتاق ِ مرا بستند
حالا که مردم در اتاق خوابمان هستند!

بیهوده می گویم… که حرفم را نمی فهمی
معنای رسوایی آدم را نمی فهمی!

خود را به نشنیدن زده هر کس مرا دیده ست
از جای خنجر زیر کتفم، بال روییده ست!

باید به این تقدیر ِ بی رحمانه عادت کرد
“ما دوستیم آنقدر که باید خیانت کرد”!!

سخت است بر سنگ مزار عاشقی ریدن!
اسطوره ات را در لحاف دیگری دیدن!

سخت است اینکه سینه هایش را…لبانش را…
هر سگ که می آید بلیسد استخوانش را!

بیرون بیاور از لباسم بوی تندت را
بیرون بکش ازسینه ام چاقوی کندت را

چنگیزه ی تخم جن ِ خونریز ِ خون آشام!
زیبای وحشی! وحشی ِ زیبای دامن گیر

لیلالوند ِ لا اُبالی! لولی ِ لا قید!
دیوانه در دیوانه ی زنجیر در زنجیر!

سگ باز ِ سگ پندار ِ سگ گفتار ِ سگ کردار!
سگ مصب ِ سگ سان ِ سگ زاینده ی ِسگ زاد!

تخم سگ ِ سگ ذات ِ سگ اخلاق ِ سگ شهوت!
زیبایی ات را جمع کن! شهر از کمر افتاد!

حوّای سیب آلوده ی وسواس ِ آدم کش!
پتیاره ی قدیس ِ آیین ِ هم آغوشی

زیبایی ات را جمع کن! چشمانم از سو رفت
تا کی از این خشکیده شاعر شیره می دوشی؟

پایان حرفت را بگو! صبرِ صبوری نیست
تا جوجه ها را آخر پاییز بشمارم

از بس شبیه لاشخورها عاشقی کردی
بوی تعفن می دهد این “دوستت دارم”!

...

1+
اروتیک, خیانت, رابطه, میلاد روشن نظر دهید...

درد!

درد را از هر طرف خواندیم و غیر از درد نیست
جوجه رنگی!هیچ فرقی بین سبز و زرد نیست

گرچه از بابا شنیدم گریه کار مرد نیست
(خواستم لب واکنم گریه امانم را برید)

دشمنان از روبرو و دوستان از پشت سر
دشنه ای در زیر کتف و دشنه هایی در جگر

شیشه ی نوشابه و بیل و چماق و چیز خر…
(تیزی ِ باران رحمت آسمانم را برید!)

سرنوشتم شد فقط “ای کاش” و “آه” و “ای دریغ”
روی دار و در فرار و پشت درب و زیر تیغ

زندگی با زنده بودن فرقها دارد رفیق!
(آب هم آتش گرفت از داغ پشت داغ ما)

آسمان تا وا شود بال و پر ما ریخته
هرچه دیوار است بی شک بر سر ما ریخته

خون و استفراغ را در ساغر ما ریخته
(آفرین بر غیرت ساقی سیمین ساق ما!)

...

0
میلاد روشن نظر دهید...