هستی جمشیدی

گیس هاتو نباف، تِل بنداز!

رنگ بردار و رنگ بازی کن
روی بومت دوتا کلاغ بکش

تو سیاهی شومِ پرهاشون
ته پرچین دو تا چراغ بکش

خاله شو هی غذا بپز الکی
تو اتاقای چادری زن شو

گیس هاتو بباف و کش بنداز
با یه ماتیک گلبهی “من” شو!

شوهرت توی کوچه مشغوله
کار اون بازیای مردونه س

اون بفکر قمار کردنشه
یادشم نیست مرد این خونه س

قاب کن رنگ و خاله بازی رو
توی چایی عصر هل بنداز

منتظر باش تا غروب بشه
گیس هاتو نباف، تِل بنداز!

...

ترانه, هستی جمشیدی نظر دهید...