وحید قاسمی

یا امیرالمومنین علی علیه السلام

ما باده در پیاله ی عمار می خوریم
پایِ بساطِ میثم تمّار می خوریم

تنها به خرجِ حیدر کرّار می خوریم
خرده نگیر كه بر در و دیوار می خوریم

این عُرفِ شرعی است، به مقدار می خوریم!

ماییم و جرعه های ز پیمانه ریخته
مُشتی خرابِ بر درِ میخانه ریخته

سلطان ما باده کریمانه ریخته
با اینکه رعیتیم، چه شاهانه ریخته

عمریست از خزانه ی دربار می خوریم!

ما حرفِ باده را سر منبر کشیده ایم
برچشمِ گریه، سرمه ی ساغر کشیده ایم

هرچه کشیده ایم ز دلبر کشیده ایم
حالا که ما به مالک اشتر کشیده ایم

پس یا علی! سلامتیِ یار می خوریم!

بر  گِردِ خُمِّ کهنه طواف جنون خوش است
در زیر چوب محتسبان، رقصِ خون خوش است

درآینه، جمالِ طرب لاله گون خوش است
جامِ بلا به حُکم شریعت، فزون خوش است

با او بگو که باده سرِ دار می خوریم!

آخر دعایِ اهلِ نظر مستجاب شد
آخر جناب شیخ ز مسجد جواب شد

زاهد گریخت، در دل ما انقلاب شد
انگورهای ری، همه وقفِ شراب شد

این جام را به نیتِ مختار می خوریم

...

عید غدیر, وحید قاسمی نظر دهید...