ترانه

روی کدوم دریاچه داری قصر میسازی؟!

انقدر جذابی که وقتی شعر میخونی
صد مرد شاعر رو لبت از حال میره

انقدر خوبی که تموم شهر میخوانت
این مرد از روی حسادت زود میمیره

از چشمهای روی تو افتاده میترسم
از هر کسی که بهتر از من باشه بیزارم

هروقت اسم شاعری رو میبری پیشم
پشت سر شعرای خوبش صفحه میذارم

حس میکنم مردم تو کار فتح موهاتن
باید کجا مخفی کنم موهای مشکیتو

وقتی باید تنها بری جایی دلم میخواد
گم کرده باشی شیشه ی لاک زرشکیتو

گوشیتو که چک میکنی دلشوره میگیرم
معلومه که دور و برت مجنون فراوونه

من مطمئنه مطمئنم دوستم داری
دلشوره بخشی از وجود مرد داغونه

من مرد زخمای قدیم درب و داغونم
مردی که تو بیداریاش کابوس میبینه

توی سرم یک زن لباس باز میپوشه
با یک غریبه جفته جفته جفت میشینه

میترسم از دزدیدن دستات از دستم
من رو چرا اصلا کشوندی توی این بازی

گیرم زلالم … پای سستم رو نمیبینی؟
روی کدوم دریاچه داری قصر میسازی؟!

...

3+
ترانه, چهارپاره, خیانت, رابطه ‏ - نظر دهید...

آهای بارون پاییزی کی گفته تو غم انگیزی ؟! – سیروان خسروی

دانلود آهنگ بارون پاییزی از سیروان خسروی با کیفیت 320

 

داره بارون میاد کوچه بازم لبریز احساسه
هنوزم نم نم بارون صدای مارو میشناسه

همین دیروز بود انگار تو با من تو همین کوچه
میگفتی زندگی وقتی تو با من نیستی پوچه

آهای بارون پاییزی کی گفته تو غم انگیزی ؟!
تو داری خاطراتم رو تو ذهن کوچه میریزی

داره بارون میاد کوچه بازم لبریزه احساسه
هنوزم نم نم بارون صدای مارو می شناسه

توی تقویم ما دو تا بهار از غصه می سوزه
واسه ما اول پاییز هنوزم عید نوروزه

اهای بارونه پاییزی کی گفته تو غم انگیزی
تو داری خاطراتم رو تو ذهنه کوچه میریزی

...

3+
آهنگ های برگزیده, امیر ارجینی, باران, پاییز, ترانه ‏ - نظر دهید...

یلدا – رستاک حلاج

دانلود آهنگ “یلدا” از رستاک حلاج با کیفیت 320

 

اینکه بارون گرفته
اینکه اون توی راهه

اینکه فهمیده دوری
بدترین اشتباهه

مثل شومینه روشن
مثل آیینه روراست

بعدِ یک سال دوری
این که آخر خودش خواست

یعنی پاییز امشب
بارشو جمع کرد و

میشه با عشق سر کرد
این زمستونِ سردو

یعنی آغوش سردم
پُر شه از عطرِ موهاش

یعنی یلدای امسال
با منه آرزوهاش

آرزوهات مبارک
شب یلدات مبارک

...

1+
ترانه, رستاک حلاج, رستاک حلاج, شب یلدا نظر دهید...

صد مرد شاعر رو لبت از حال میره!

انقدر جذابی که وقتی شعر میخونی
صد مرد شاعر رو لبت از حال میره

انقدر خوبی که تموم شهر میخوانت
این مرد از روی حسادت زود میمیره

از چشمهای روی تو افتاده میترسم
از هر کسی که بهتر از من باشه بیزارم

هروقت اسم شاعری رو میبری پیشم
پشت سر شعرای خوبش صفحه میذارم

حس میکنم مردم تو کار فتح موهاتن
باید کجا مخفی کنم موهای مشکیتو

وقتی باید تنها بری جایی دلم میخواد
گم کرده باشی شیشه ی لاک زرشکیتو

گوشیتو که چک میکنی دلشوره میگیرم
معلومه که دور و برت مجنون فراوونه

من مطمئنه مطمئنم دوستم داری
دلشوره بخشی از وجود مرد داغونه

من مرد زخمای قدیم درب و داغونم
مردی که تو بیداریاش کابوس میبینه

توی سرم یک زن لباس باز میپوشه
با یک غریبه جفتِ جفتِ جفت میشینه

میترسم از دزدیدن دستات از دستم
من رو چرا اصلا کشوندی توی این بازی

گیرم زلالم! پای سستم رو نمیبینی؟!
روی کدوم دریاچه داری خونه میسازی!

...

3+
ترانه ‏ - نظر دهید...

فرقم رو با سایه ت نمی فهمی!

خیلی شرایط رو عوض کردم
امّا تو مثل قبل بی رحمی

از بس همیشه پشت تو بودم
فرقم رو با سایه ت نمی فهمی

هربار از من بی خبر بودی
یه لحظه یاد من نیفتادی

من منتظر بودم بیای و تو
جوابمم به زور می دادی

من ساده ام، به دل نمی شینم
تو بد شدی، به دل نمی شینی

حس میکنم عادت شدم واست
از بس منُ هر روز می بینی

اگه یه ذرّه عاشقم بودی
با هر بهونه دل نمی کندی

حس میکنم اجباری اینجایی
به شوخیام به زور می خندی

چون روز اوّل اشتبا کردم
آخر یه روزی میدمت از دَس

خیلی بهت بیخود بها دادم
بدعادتت کردم، همین و بس

...

1+
آریا صلاحی, ترانه, جدایی نظر دهید...

که پشت ِ در ِ خونه، دیوار بود!

نوشتم که از بغض خالی بشم
که خون دلم، توی خودکار بود

درو باز کردم به تنهاییام
که پشت ِ در ِ خونه، دیوار بود!

سر ِ کوه رفتم که خورشید رو
بیارم به رؤیای شهر سیاه

جنازه ش توی خواب، یخ بسته بود
نشستم به گریه پس از چند ماه

کشیدم توو هر کوچه عکس تو رو
که این شهر غمگینو عاشق کنم

دویدم به سمت زنی که نبود
که رو شونه ی باد، هق هق کنم

به سمت جهان باز شد پنجره
بپیچه توی خونه، کابوس و دود

به در زل زدم مثل دیوونه ها
به جز گریه هیچ کس به یادم نبود

کدوم دیو دزدید خواب منو؟
کدوم کوه یخ، دستمو سرد کرد؟

کدوم زن به من جرأت عشق داد؟
کدوم گریه آخر منو مرد کرد؟

کدوم چوبه ی دار تو مغزمه
که قایم شدن پشت من مشت هام

خودم رو کجای خودم کشته ام
که خونی شده کلّ انگشت هام

توو این روزهای بد ِ لعنتی
امیدم به رؤیای عشقه هنوز

که خورشید پا می شه از خواب مرگ
که می ریزه دیوار حتماً یه روز…

...

3+
ترانه, تنهایی, چهارپاره, سیدمهدی موسوی نظر دهید...

شرابی – رستاک حلاج

دانلود آهنگ “شرابی” از رستاک حلاج با کیفیت 320

 

شرابیه موهاش چشاش آبیه
یه جا بین مستی و بی خوابیه

فقط زیر بارون قدم میزنه
چقد زندگی رو بهم میزنه

یه کهنه شرابه که سی سالشه
بجز من یه میخونه دنبالشه

یه کهنه شرابه که این سال ها
گمون میکنم بهترین سالشه

مثه آخرین روز شهریوره
همه ترسم اینه بره بگذره

دلم با نگاهش گلاویز شد
چشاشو یه آن بست پاییز شد !

...

3+
پاییز, ترانه, رستاک حلاج, رستاک حلاج, شهریور نظر دهید...

چمدون – رستاک حلاج

دست بردار! ایندفعه نمیتونی برگردی تو ببین با زندگیم چی کار کردی تو! چجوری یادم بره نامردیتو؟! دست بردار! همه ی پلا رو خراب کردی باز تو که رفتنو انتخاب کردی باز چجوری دلمو جواب کردی باز چمدونتو که بازم جمع کردی! دوباره اینجوری نگاهم کردی به خدا بری نباید برگردی وای! همه ی پلا رو خراب کردی باز رو دلت زیادی حساب کردی باز من دارم میمیرم و خونسردی باز

دانلود آهنگ “چمدون” از رستاک حلاج با کیفیت 320

دست بردار! این دفعه نمیتونی برگردی تو
ببین با زندگیم چی کار کردی تو!
چجوری یادم بره نامردیتو؟!

دست بردار! همه ی پلا رو خراب کردی باز
تو که رفتنو انتخاب کردی باز
چجوری دلمو جواب کردی باز

چمدونتو که بازم جمع کردی!
دوباره اینجوری نگاهم کردی
به خدا بری نباید برگردی

وای! همه ی پلا رو خراب کردی باز
رو دلت زیادی حساب کردی باز
من دارم میمیرم و خونسردی باز

...

2+
ترانه, جدایی, رستاک حلاج, رستاک حلاج نظر دهید...

قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من – محسن چاوشی

قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من

قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من
وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من

واله و شیدا دل من بی‌سر و بی‌پا دل من
وقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من

بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من
ساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من

سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من

گه چو کباب این دل من پر شده بویش به جهان
گه چو رباب این دل من کرده علالا دل من

زار و معاف است کنون غرق مصاف است کنون
بر که قاف است کنون در پی عنقا دل من

طفل دلم می نخورد شیر از این دایه شب
سینه سیه یافت مگر دایه شب را دل من

صخره موسی گر از او چشمه روان گشت چو جو
جوی روان حکمت حق صخره و خارا دل من

عیسی مریم به فلک رفت و فروماند خرش
من به زمین ماندم و شد جانب بالا دل من

بس کن کاین گفت زبان هست حجاب دل و جان
کاش نبودی ز زبان واقف و دانا دل من

...

0
ترانه, غزلیات مولانا ‏ - , نظر دهید...