خیانت

عروس هرزه ی صهیون! عصا از گردنم بردار!

تو را لای کدامین دفتر عمرم بخشکانم؟
تو را کنج کدامین پاره قلبم؟ نمیدانم

من عادت کرده ام هرشب غبار اشکهایم را
به روی هرچه باقی مانده است از تو ببارانم

عروس هرزه ی صهیون! عصا از گردنم بردار
که من موساترین پیغمبر سر در گریبانم

کجا قرآن نوشته یوسف از آن زن بدش آمد؟
که من عمریست از سرپیچی چشمم پشیمانم

زنم امشب کنار یک نفر غیر از خودم خوابید
ومن باید خودم را در صدای او بخوابانم!

خدای چکمه پوش خیره بر اعصار یخبندان
نترس از من، که من خود زاده داغ زمستانم

تنم یخ بسته از سرمای آدمهای دیواری
و دیوار است دیوار است دیوار است، تاوانم

شنیدم دست باران قصد موهای تو را کرده
برایت چتر آوردم که باران را بسوزانم

دلم افسردگی مزمن یک کوه را دارد
غزل پیچم نکن بانو، که من یا تو…چه میدانم؟

...

2+
اروتیک, خیانت, غزل ‏ - نظر دهید...

پدر تجربه ام، بس که خیانت دیدم!

در غم عشق تو تنها نه پرم می سوزد
به خدا از نوک پا تا به سرم می سوزد

پدر تجربه ام، بس که خیانت دیدم
به تو که می رسم اما پدرم می سوزد

بی ثمر نیست تلاشم ولی از مکر رقیب
شده ام مثل درخت و ثمرم می سوزد

لعن و نفرین که ندارد به دل من اثری
نام تو برده کسی که جگرم می سوزد

از غم دوری تو خلق شده دوزخ من
من خدا گشتم و دارد بشرم می سوزد

خبر مرگ مرا جز تو همه شهر شنید
هم جسد، هم کفن و هم خبرم می سوزد

دفتر شعر مرا با گل تر خاک کنید
یاد تو کردم و دارد اثرم می سوزد

...

0
جدایی, خیانت, نثر ‏ - نظر دهید...

دلشوره‌ام گرفته مبادا تو با یکی…

دلشوره‌ام گرفته مبادا تو با یکی…
می‌میرم از تصور این‌که تو را یکی…

ترجیح می‌دهم که نخوابم از این به بعد
کابوس دیده‌ام که بله، بین ما یکی…

وقتی که زنگ می‌زنی آشفته می‌شوم
من را تو اشتباه گرفتی به جای کی

دست خودم که نیست، عزیزم، خودت ببین
هر وقت پا گذاشته‌ای هر کجا، یکی…

هی حرص و قرص می‌خورد و دود می‌شود
هم‌پای واژه‌واژه‌ی این سطرها یکی…

...

1+
خیانت, رابطه, غزل ‏ - نظر دهید...

بوی تعفن می دهد این “دوستت دارم”!

حتی تو هم حال مرا بهتر نخواهی کرد
یکبار کردی، بعد از این دیگر نخواهی کرد!

ناباوری ها چشم مشتاق ِ مرا بستند
حالا که مردم در اتاق خوابمان هستند!

بیهوده می گویم… که حرفم را نمی فهمی
معنای رسوایی آدم را نمی فهمی!

خود را به نشنیدن زده هر کس مرا دیده ست
از جای خنجر زیر کتفم، بال روییده ست!

باید به این تقدیر ِ بی رحمانه عادت کرد
“ما دوستیم آنقدر که باید خیانت کرد”!!

سخت است بر سنگ مزار عاشقی ریدن!
اسطوره ات را در لحاف دیگری دیدن!

سخت است اینکه سینه هایش را…لبانش را…
هر سگ که می آید بلیسد استخوانش را!

بیرون بیاور از لباسم بوی تندت را
بیرون بکش ازسینه ام چاقوی کندت را

چنگیزه ی تخم جن ِ خونریز ِ خون آشام!
زیبای وحشی! وحشی ِ زیبای دامن گیر

لیلالوند ِ لا اُبالی! لولی ِ لا قید!
دیوانه در دیوانه ی زنجیر در زنجیر!

سگ باز ِ سگ پندار ِ سگ گفتار ِ سگ کردار!
سگ مصب ِ سگ سان ِ سگ زاینده ی ِسگ زاد!

تخم سگ ِ سگ ذات ِ سگ اخلاق ِ سگ شهوت!
زیبایی ات را جمع کن! شهر از کمر افتاد!

حوّای سیب آلوده ی وسواس ِ آدم کش!
پتیاره ی قدیس ِ آیین ِ هم آغوشی

زیبایی ات را جمع کن! چشمانم از سو رفت
تا کی از این خشکیده شاعر شیره می دوشی؟

پایان حرفت را بگو! صبرِ صبوری نیست
تا جوجه ها را آخر پاییز بشمارم

از بس شبیه لاشخورها عاشقی کردی
بوی تعفن می دهد این “دوستت دارم”!

...

1+
اروتیک, خیانت, رابطه, میلاد روشن نظر دهید...

روی کدوم دریاچه داری قصر میسازی؟!

انقدر جذابی که وقتی شعر میخونی
صد مرد شاعر رو لبت از حال میره

انقدر خوبی که تموم شهر میخوانت
این مرد از روی حسادت زود میمیره

از چشمهای روی تو افتاده میترسم
از هر کسی که بهتر از من باشه بیزارم

هروقت اسم شاعری رو میبری پیشم
پشت سر شعرای خوبش صفحه میذارم

حس میکنم مردم تو کار فتح موهاتن
باید کجا مخفی کنم موهای مشکیتو

وقتی باید تنها بری جایی دلم میخواد
گم کرده باشی شیشه ی لاک زرشکیتو

گوشیتو که چک میکنی دلشوره میگیرم
معلومه که دور و برت مجنون فراوونه

من مطمئنه مطمئنم دوستم داری
دلشوره بخشی از وجود مرد داغونه

من مرد زخمای قدیم درب و داغونم
مردی که تو بیداریاش کابوس میبینه

توی سرم یک زن لباس باز میپوشه
با یک غریبه جفته جفته جفت میشینه

میترسم از دزدیدن دستات از دستم
من رو چرا اصلا کشوندی توی این بازی

گیرم زلالم … پای سستم رو نمیبینی؟
روی کدوم دریاچه داری قصر میسازی؟!

...

3+
ترانه, چهارپاره, خیانت, رابطه ‏ - نظر دهید...

دست در دست من و پا به رفیقم می داد!

نگران بودم و اجبار سفر پیرم کرد
شب نخوابیدن من تا به سحر پیرم کرد

نونهالم که به باغ رفقا روییدم
دیدن دسته ی نامرد تبر پیرم کرد

خانه ی بخت من از بخت بد آن بالا بود
چمدان دست من و کوه و کمر پیرم کرد

دست در دست من و پا به رفیقم می داد
تاول خاطره ی این دو نفر پیرم کرد

زور من بیشتر از وزن قلم بود ولی
حرمت سابقه و منع پدر پیرم کرد

روی دیوار اطاقم بنویسید از او-
بی خبر ماندن و احساس خطر پیرم کرد

...

5+
حسین آهنی, خیانت, غزل نظر دهید...

منو ببخش که با شوهر تو بُر خوردم!

تو نصف مهمونیایی که بچگیم رفتم
تنم لباس عروسه ولی قوارم نیست

به آلبوما که نگاه میکنم، لباسایی
که اینجوری تو تنم زار میزنه کم نیست

تو عکسا هرچی لباس نوئه برای توئه
لباس های تمیزِ کوچیک شده ت تن من!

نگاه کن که چقدر عقده توی عکسا هست
که با من اومدن و بیست و چند ساله شدن!

شاید الان همه چی جور دیگه ای میشد
اگر سکوت نمیکردی اغلب اوقات

منو ببخش ولی با تموم این حرفا
واسه تمومِ گُلایی که کندم از کفشات!

بیا و از سر کارای اشتبام بگذر
بذارشون پای ظرفیتی که پر شده بود

بذارشون همه رو پای کودکی بَدَم
به عقده ای که تو اون سالها تومور شده بود!

منو ببخش که تو عقده هام جا موندم
که ناشیانه تو این گیرودار سُر خوردم

که رسم معرفت خواهری رو یادم رفت
منو ببخش که با شوهر تو بُر خوردم!

دلایل بسیاری برای گفتن هست
که حال و روز تو مثل اوایل من شه

من عادتم شده هرچی یه روز مال توئه
یکی دوسال دیگه ش از وسایل من شه!

دوباره آلبوم عکس عروسیتو چک کن
نگاه کن که چقدر لکه روی دامنمه!

لباس های تو اصلا مناسب من نیست
لباس خواب تو اما قواره ی تنمه!

...

2+
چهارپاره, خیانت ‏ - نظر دهید...

من شک ندارم با یکی دیگه…

حس میکنم عمرم به دنیا نیست
اون رفته و روح من اینجا نیست

گفته بهم تنهاست اما نیست
هرکی یه سایه با خودش داره!

من شک ندارم با یکی دیگه…
از من گذشته تا یکی دیگه…

عشق ِ منه اما یکی دیگه…
بغضم نمیذاره بگم چی شد!

عطر ِ غریب ِ تو شب ِ موهاش…
چلچله‌های طاق ابروهاش…

چشماش، اون دو تا پرستوهاش
کوچیدن از من، بر نمی‌گردن!

عین خوره افتاده به جونم
این‌که من عشق چندم اونم؟!

با این‌که می دونم، نمی‌دونم
این گله‌ رو تا چند بشمارم؟!

موهاش انگشتامو دزدیده
سایه‌ش دو تا پاهامو دزدیده

با بوسه‌هاش، صدامو دزدیده
بغضم بذاره حرف‌ها دارم…

لعنت به من! فکر ِ خیانت باش
من دوستت دارم، تو راحت باش!

اما فقط با دوستام ای کاش…
هر آرزو یه حسرت ِ تازه‌ست…

...

5+
احسان رعیت, خیانت, رابطه نظر دهید...

مرا زد عاقبت ماری که فکرش را نمی کردم!

دلم وا مانده در کاری که فکرش را نمی کردم
سرم خورده به دیواری که فکرش را نمی کردم

مدارجبر هستی را فقط بیهوده می گردم
اسیرم کرده تکراری که فکرش را نمی کردم

خرابم می کند با اخم وبا لبخند می سازد
دلم را برده معماری که فکرش را نمی کردم

زمین را مثل اسکندربه حکم عشق او گشتم
شدم سرباز بیماری که فکرش را نمی کردم

ولی هرنقطه ای رفتم شعاع درد دورم زد
به دستش داشت پرگاری که فکرش رانمی کردم

به هر دستی که دور گردنم افتاد دل بستم
مرا زد عاقبت ماری که فکرش را نمی کردم

...

2+
خیانت, غزل, مرتضی خدمتی نظر دهید...