شب بخیر

ستاره دیده فروبست و آرمید بیا!

ستاره دیده فروبست و آرمید بیا
شراب نور به رگ های شب دوید بیا

ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت
گلِ سپیده شكفت و سحر دمید بیا

شهاب یاد تو در آسمان خاطر من
پیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیا

ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم
ز غصّه رنگ من و رنگ شب پرید بیا

به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار
بهوش باش كه هنگام آن رسید بیا

به گام های كسان می برم گمان كه توئی
دلم ز سینه برون شد ز بس تپید بیا

نیامدی كه فلك خوشه خوشه پروین داشت
كنون كه دست سحر دانه دانه چید بیا

امید خاطر سیمین دل شکسته توئی
مرا مخواه از این بیش ناامید , بیا !

...

1+
سیمین بهبهانی, شب بخیر, عاشقانه, غزل نظر دهید...

شب بخیر !

تو به خواب من آمده ای
وَ این زیباترین
فرصت میزبانی است…!

باید چشم بر بیداری ها ببندم
و تا ساعتِ خورشید زنگ بزند ،
تمام رؤیاها را با تو قدم بزنم

باید دستت را بگیرم ؛
مراقبت باشم
تا نترسی وقتی
زیر پایت خالی می شود…

...

3+
شب بخیر, عاشقانه, مینا آقازاده, نثر نظر دهید...