رویا حسین زاده

من “هیچکسش” هستم…!

محبوب من،
از داشتنم می ترسد
از نداشتنم هم می ترسد

با این‌ همه،
مبادا گمان کنید
مرد شجاعی نیست!

وطنش اگر بودم
به خاطر من می‌جنگید
و مادرش اگر،
بخاطرم جان را فدا ميكرد

من اما
هیچ كسش نیستم
من
“هیچکسش” هستم…!

...

0
رابطه, رویا حسین زاده, نثر نظر دهید...