شنیدم دوستم داری، اگر آری، غلط کردی!

شنیدم دوستم داری، اگر آری، غلط کردی!
شنیدم گفته ای عشق است و ناچاری، غلط کردی
به عهدت اعتمادی نیست، سهل انگارِ سرخورده
نشد یک قلب را سالم نگهداری، غلط کردی
نگو من دوستت دارم، رفیق معصیت کارم
ازاین احساس بیزارم که توداری، غلط کردی
شنیدم گفته ای زوری تو را بردند و، مجبوری
بسازی باغم دوری، چه اجباری؟! غلط کردی
خبر داری که سرخورده م؟ پس ازتوبارها مردم؟
خبرداری کم آوردم؟ خبرداری؟ غلط کردی!
دلم را زنده میبردی، توکه سوگندمیخوردی
دل مرده پس آوردی، طلبکاری؟ غلط کردی
دلت وحشی ست رامش کن، مرا براو حرامش کن
نگو لطفا تمامش کن، نکن زاری، غلط کردی

4+
جدایی, غزل, مجتبی سپید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *