منقلم دفتر شعر است، کبابم کن عشق

تاک در دبه بیانداز، خرابم کن عشق
منقلم دفتر شعر است کبابم کن عشق
حال ناجور کجا ؟ صحبت انگور کجا ؟
کارم از سرکه گذشته است شرابم کن عشق !
چوب تابوت مرا خوب بسوزان و سپس
دور میخانه بگردان و مذابم کن عشق
من هم اندازه خود شیوه ی رندی بلدم
حرف کافی است به یک بوسه مجابم کن عشق
اینور پرده مگر چیست که آنور باشد؟
پرسشم مسئله ساز است، جوابم کن عشق
تو که تایید نکردی من ناقابل را
دست کم لایق انکار حسابم کن عشق

1+
احسان افشاری, عاشقانه, غزل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *