خوشا به هم نرسیدن در آستانه ی پاییز!

رسیده ایم و رسیدن همیشه اول درد است
خوشا به هم نرسیدن در آستانه ی پاییز!
خوشا دو عاشق تنها، دو پاره چوب به دریا
یکی به صخره رسیده، یکی به موج بلاخیز
نه فرصتی که بمانم نه جراتی که بمیرم
کجا پناه بگیرم از این جنون گلاویز؟!
به قاطعیت یک بوسه در دقایق آخر
مرا وداع کن ای سیب سرخ وسوسه انگیز
جهان‌ جهان تبرهاست جهان‌ زیر و ‌زبرهاست
ولی تو ای تن تنها درخت باش و بپاخیز…

14+
احسان افشاری, پاییز, جدایی, غزل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *