غمی از دوری و این فاصله ها نیست، برو!

در کنار من و غم جای، تو را نیست، برو
شور ِ وصل ِ من و تو قسمت ِ ما نیست، برو
سر ز سجاده تو بردار، عبادت کافیست
کار از کار شـده ، وقتِ دعا نیست، بـرو
ایـن جماعت گره در کار ِ من انـداخته اند
مشکل ِ ما به خدا دست ِ خدا نیست، برو
فـرض کـن قسمت و تـقدیر چنین خواسته اند
یا گمان کن که خداوند ، رضا نیست، برو
مرگ ، درمان ِ غم و دردِ جدائیست، فـقـط
درد ِ ما را بـه خـدا گـریه دوا نـیـسـت، برو
در دل و خاطر ِ من تا بـه ابد می مانی
غمی از دوری و این فاصله ها نیست، برو
چکامه در اینستاگرامانتشار اشعار شما در چکامه

جدایی, غزل ‏ -

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.