قرار مان هرجا غصه ها بزرگ نباشد…

قرار اولمان هرکجا که دار نباشد
به دور سینه ی مان سیم ِ خاردار نباشد
توجهی به شب و حلقه ی طناب نکردن
قرار بعدی ِ مان مرگ را حساب نکردن
بدون بال در این آسمان پرنده بمانیم
قرار بعدی ِمان، لج کنیم زنده بمانیم!
اگر چه بر تنمان رد پای قرمز جنگ است
به مرگ فکر نکن، زندگی هنوز قشنگ است…
شبانه از دهن گربه ی سیاه پریدن
دو تا پلنگ شدن، سمت قرص ماه پریدن
دو تا پلنگ، نه! مثل دو تا عقاب، دو ماهی
دو تا ستاره ی افتاده از دهان سیاهی
دوتا پرنده ی بی سرزمین، دو اشک چکیده
دو تا ستاره ی دنباله دار رنگ پریده…
قرار بعدی مان کشف رنج های دنیرو
و قهوه خوردن در ساحل ریو دو ژانیرو!
قرار بعدی انکار عقده های زمینی
فرار کردن از خوک دانی ِ پازولینی
دوباره کشف معمای فیلمهای نوار و
قرار بعدی مان زخمهای ژان رنوار و
مرور کردن عصیان بی مرور براند و
برای بار صدم قصه های عامه پسند و
به کشف درد رسیدن، به کشف یک شب خونی
هویت زن بی آرزوی آنتونیونی
گذشتن از دل این زخم های کهنه ی کاری
پس از شکستن آغوش های آلمادواری…
قرار بعدی ِمان هرکجا که سایه نباشد
دوباره پای کسی روی چارپایه نباشد
به سوی این شب بی انتها تفنگ گرفتن
به احترام سر میرزا تفنگ گرفتن
دوباره زنده شدن، از دهان قبر پریدن
“رئیس علی” شدن و روی زین ببر پریدن
قرار بعدی مان قهوه با دو تکه ی ژیگو
به جنگ میروم امروز…آدیوس آمیگو !
قرار بعد غریو تفنگ های من و تو
نشانه رفتن سمت فالانژ های فرانکو
صدای ریزش زنجیرهای کهنه ی خونین
صدای آزادی روی رزمناو پوتمکین
صدای زخمی ویکتور خارا -جنازه ی زنده-
گلوله خوردن در کوچه …زنده باد آلنده …
من و تمامی این لحظه های رنگ پریده
من و تمامی این خاطرات رنج کشیده
من و تلاقی هر روز دردها…بروفن ها
من و دویدن بیهوده در جهان کوئن ها …
من و تمامی تنهاییم،‌ تمامی دردم
من و تمامی این روزها که گریه نکردم
من و دراز کشیدن کنار نعش کبودم
من و نبودن انسان بهتری که نبودم
من و بریدن هر روز این زبان اضافی
من و شکستن یک مشت استخوان اضافی
من و حضور شب و آسمان چرکی تهران
من و جویده شدن در دهان چرکی تهران
قرار بعدی اعجاز دست های من و تو:
شکوفه دادن گیلاس در خزان کیوتو
قرار بعدی مان گفتگو، مراسم چایی
و شام خوردن در هاید پارک ویکتوریایی
قرارمان شب نمناک نانت، رخوت بوردو
نگاه کردن خورشید در غروب پالرمو
شریک موج…شبیه تن دو ماهی لیز و
تو و شنا کردن زیر آفتاب ونیز و
قرارمان دگرانزوم هتل، حوالی پانتون
برای یافتن نادیای آندره برتون
قرار بعدی مان اضطراب بوسه ی من با
شکوه سمفونی زندگی…غروب وین با
پرنده های مسافر به دور دست پریدن
به سرزمین های بهتری که هست پریدن…
قرار بعدی یک زندگی کوچک عادی
فرار کردن از لحظه های مارکی دوسادی
قرار مان هرجا غصه ها بزرگ نباشد
میان سفره ی مان رد پای گرگ نباشد…

2+
حامد ابراهیم پور, مثنوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *