لرزش سینی و چشمان تو دیدن دارد!

چای از دست تو همواره چشیدن دارد
خاطراتت چه قشنگند، شنیدن دارد
میهمان تو و چشم تو شدن شیرین است
منت صاحب این خانه کشیدن دارد
سفره ی شام بچینی و کنارم باشی
بوسه از لب سر آن سفره، نه چیدن دارد؟
در اتاقی که پر است از نفس گرم شما
غزلم بی سر و پا میل پریدن دارد
تشنه ام چای نداری بدهی لیوانی
لرزش سینی و چشمان تو دیدن دارد

0
عاشقانه, غزل ‏ -

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *