که غیرت نام مردان و حسادت ننگ زن ها بود!

دلم هر قدر ماتم داشت، یا هر قدر تنها بود
به حالش بهتر از تحقیر و این کوچک شدن ها بود
مسیری معتبر بودم که دزدان در سیاهی ها
کمین کردند، چشمانت مقر راهزن ها بود!
از این چادر به آن چادر از این صحرا به آن صحرا
غمت رقص زنی با نی میان ترکمن ها بود!
و من منفور ماندم در همه افسانه ها، جایی
که غیرت نام مردان و حسادت ننگ زن ها بود!

4+
تنهایی, جدایی, رابطه, غزل ‏ -

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *