کو جان که برخیزم؟ تو این سهراب را کُشتی!

ابری خبر کن قاصد باران، پرستو جان!
عطری بیفشان بر حیاط خانه شب بو جان!
من میهمان دارم مبادا خاک برخیزد
حالا که وقت آبرو داری ست جارو جان!
اینقدر بی تابی نکن پیراهن نازم!
هی روی پیشانی نیا با شیطنت، مو جان!
وقتی تو می آیی در و دیوار می رقصند
انگار چیزی خورده باشد خانه بانو جان!
عاشق شدن را داشتم از یاد می بردم
این شیر را بیدار کردی بچه آهو جان!
در چشم هایت شیشه ی عمر مرا داری
وقتی که می بندیش دیگر مُرده ام، کو جان؟!
کو جان که برخیزم؟ تو این سهراب را کُشتی!
گیرم که روزی بازگردی نوشدارو جان!

0
عاشقانه, غزل, مهدی فرجی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *